
پاتریس: سازمان یافته، قابل پیشبینی و آرام
پاتریس زن سی و هشت ساله، متأهل و مادر یک پسر چهار ساله است. او به طور تمام وقت به عنوان کارمند ارشد و نویسنده در یکی از مجلات مُد کار می کند. از کارهای روزمره خسته نمیشود، از احساس آرامشی که دارد لذت میبرد و ابداً دوست ندارد که تحت فشار باشد و کارهای عجولانه بکند. برای او وقت با خانواده و با خود به اندازه صرف وقت برای انجام دادن کار مهم است. او میخواهد به هر قیمت شده تعاملی میان انواع فعالیتهایش برقرار باشد.
پاتریس هدفهای کاملاً روشنی دارد: میخواهد پسرش احساس کند که مورد مهر و عشق است، میخواهد احساس کند موجود مهمی است. میخواهد به زندگی زناشوییاش برسد و در ضمن میخواهد اعتبارش را به عنوان یک نویسنده خوب و با استعداد حفظ نماید.
او همه روزه پسرش را ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح از خواب بیدار میکند. برنامه صبحگاهی جالبی دارند. در حالی که پسرش لباس میپوشد، مادر برایش ترانه و سرود میخواند. بعد صبحانه میخورند و قبل از اینکه به مدرسه برود پسر و مادر با هم بازی میکنند. وقتی پاتریس پسرش را تحویل مدرسه میدهد، میداند که باید یک دوره گذرایی را پشت سر بگذارد. باید از ذهنیت مادر به ذهنیت کارمند برسد. از این رو به ایستگاه قطار زیرزمینی میرود روی نیمکت مینشیند و نیویورک تایمز میخواند. در این مدت چهار قطار میآیند و میروند. وقتی قطار پنجم از راه میرسد سوار میشود و به محل کارش میرود، سرحال و آماده برای کار کردن است.
روز کاری پاتریس هم روزمره و تکراری است. صبح ها مطلب مینویسد، و بعدازظهرها پژوهش و مصاحبه میکند و در جلسات هییت تحریریه حضور مییابد. دقیقاً مراقب است که چه باید بکند، چه برنامهای دارد و مطابق آن رفتار میکند کمترین تردیدی به خود راه نمیدهد. هرگز تاکنون اتفاق نیافتاده کاری را به موقع انجام یا تحویل ندهد.
او هفتهای پنج روز و همه روزه از ساعت ۹:۳۰ تا ۵:۳۰ کار میکند. هفتهای سه روز پسرش را از مدرسه تحویل میگیرد اما دوشنبهها و پنجشنبهها مادر و یا شوهرش این کار را میکنند. این گونه فرصتی پیدا میکند تا دوشنبهها تا دیر وقت کار کند. پنجشنبهها هم دوستانش را میبیند یا به سینما میرود. پاتریس به خوبی تفویض اختیار میکند. او قویاً معتقد است که دخالت دادن دیگران در کار فرزندش نه تنها به زندگی او تعادل میدهد، بلکه زندگی پسرش را غنی و سرشار میکند زیرا میتواند کسانی را ببیند که او را دوست دارند.
تعطیلات آخر هفته هم روند قابل پیشبینی دارند. جمعه شب همه افراد خانواده یک فیلم ویدیویی تماشا میکنند. شنبه صبح او کایل، پسرش را به کلاس درس موسیقی میبرد، شنبه بعدازظهر در یک رستوران محلی ناهار میخورند، بعد به اتفاق به پارک یا یک موزه میروند. یکشنبهها شوهر پاتریس با کایل برنامه مردانه پدر و پسر را دارند. با هم برای گردش به جایی می روند اما پاتریس در منزل میماند تا مقدمات هفته کاری بعد را تدارک ببیند.
برای پاتریس بسیار مهم است که بدانند هر برنامه چه مدت زمانی به طول میانجامد. برای هر فعالیت وقت مکفی در نظر میگیرد تا گرفتار کمی وقت نشود. پاتریس دقیقاً وقت گرفته که پسرش در چند دقیقه لباس میپوشد. به همین دلیل او را به موقع از خواب بیدار میکند تا لباسهایش را بپوشد. زندگی پاتریس با توجه به اولویتهایی که او در زندگیاش دارد شکل میگیرد. او زندگی کاملاً قابل پیشبینی دارد، زندگیاش آرام و بی دغدغه است و او از آن لذت میبرد. این زندگی مورد علاقه اوست و با شخصیتش همخوانی دارد.
اندرو: کارمحور، تند و تیز و غیر قابل پیشبینی
اندرو پنجاه و شش ساله و مدیر ارشد یکی از بزرگترین مؤسسات زنجیرهای دنیاست. او شیفته تنوع است، عاشق آن است که با افراد مختلف حرف بزند و رفتوآمد داشته باشد. در حل مسایل از ابتکار فراوان برخوردار است. برای هیچ کاری به وقت زیاد احتیاج ندارد. سریع القدم است، به خودش اعتماد و اطمینان فراوان دارد.
اندرو به شدت به کارش متعهد است. هدفش این است که شرکت او از جمله برترینها باشد. هدفش این است که در کار خدمات به مشتریان هر روز اقدام جدیدی صورت دهد، پیوسته مترصد رشد و بالندگی است، درباره صنعتی که در آن کار میکند پیوسته در حال مطالعه است.
زمان اندرو به شکلی سازماندهی میشود که از شخصیت و هدفهایش دفاع کرده باشد. روزهایش پر از تنوع و خود به خودی است. او همه روزه ساعت ۷ صبح پشت میز کارش مینشیند. یک ساعت نخست را به خواندن نشریات صنعتی میگذارند، بعد به مدت یک ساعت به نامههای دریافتی کامپیوتری و تلفنهای رسیده پاسخ میدهد. از ساعت ۹ صبح به بعد فرصت بازی دارد تا به مسایل و مشکلاتی که طی روز در یک شرکت بزرگ رخ میدهد جواب بدهد. فهرست کارهای در دست اقدام اندرو بسیار خلاصه است. او میداند که وظیفهاش پاسخگویی به نیازهای دیگران است. داشتن فهرست بلند کارهای در دست تهیه او را ناراحت میکند. در فواصل بین جلسات مرتب به میزش سر میزند تا به تلفن و نامهها جواب بدهد. مأموریت او از سی سال قبل این بوده که به سرعت به همه تلفنها جواب بدهد. در پایان هر روز (در فاصله ساعت ۶ و ۸ بعداز ظهر) یک ساعت بیشتر پشت میز کارش باقی میماند تا به آخرین تلفنها و آخرین نامههای دریافتی از طریق اینترنت جواب بدهد.
اندرو به طرز بسیار مؤثری تفویض اختیار میکند. او بهترین استعدادها را برای اداره انواع کارهای شرکت انتخاب میکند. با منشی خود از نزدیک کار میکند، آن ها شیوههای متعددی برای تسریع ارتباط میان خود در زمینه تدارک سفرها، تعیین قرار ملاقات، برنامه ریزی جلسات و اضافه کردن اسامی جدید به شانزده فهرست پستی، مورد استفاده قرار می دهند.
در تمام مدت روز اندرو بلافاصله به نیاهای اشخاصی که برای او کار میکنند پاسخ میدهد. به سرعت به کاغذهای انباشته شده روی میزش رسیدگی میکند. در ظرف چند ثانیه به آنها جواب میدهد. شخصاً در پایین برگهها یادداشت مینویسد یا از یکی از فرمهای از قبل چاپ شده استفاده مینماید. او تصمیمات سریع میگیرد.
اندرو ساعاتی طولانی کار میکند - روزی ۱۲ ساعت - اما شبها را برای صرف شام با دوستان و بستگان حفظ میکند. او از کارش لذت میبرد. این لذت بردن منبع انرژی سرشاری برای اوست. با این حال و به رغم همه لذت هایی که از کارش میبرد به ارزش روابط با اشخاص در بیرون از محیط کارش واقف است. روزهای تعطیل آخر هفته اوقات فراغت او هستند. او از رفتن به مرخصی استقبال می کند.
زندگی اندرو سرشار و غنی است.
همانطور که ملاحظه میکنید پاتریس و اندرو اشخاص متفاوتی هستند که کارهایشان را به طرز کاملاً متفاوتی انجام میدهند. پاتریس به چارچوب از قبل مشخص شده میچسبد و حال آنکه چارچوب کاری اندرو به شکلی است که به او اجازه خود به خودی فراروان میدهد. با این حال هر دو آنها ازکاری که میکنند خوشحالاند، از صرف وقتشان راضی هستند، کارشان را با روحیه و هیجان آغاز میکنند و در پایان روز احساس رضایت دارند.
همه دوست دارند به اندازه پاتریس و اندرو بر روزهایشان کنترل داشته باشند اما برای بسیاری از اشخاص موانعی بر سر این کار وجود دارد. همانطور که در فصل بعد میبینید، مهم است اگر بدانید چه عواملی سبب میشوند که نتوانید از زمان خود استفاده بهینه بکنید. وقتی بدانید کدام عوامل بازدارنده، مانع کارتان میشوند، میتوانید راه حل را پیدا کنید.
مدیریت جامع زمان ( ۱ )







این وبلاگ همیشه باقی خواهد ماند.