سبک: سبک بیشتر با رویه بیرونی اثر یعنی زبان آن سروکار دارد و به همین لحاظ مطمح نظر زبانشناسان است امّا مکتب بیشتر با درونه اثر یعنی با بینش آن سروکار دارد و لذا به مقولات فلسفی نزدیکتر است تا هنری. شاید بتوان برای تقریب ذهن مکتب را به معنی سبک دوره هم گرفت.
مکتب: در مفهوم مکتب بیشتر فلسفه و بینش مطرح است و در مفهوم سبک بیشتر زبان و شگردهای ادبی، لذا بیشتر مکتب عرفان میگویند تا سبک عرفان. از این دیدگاه شاید به شعر نو بتوان مکتب گفت که در آن سبکهای مختلفی است.
نوع: نوع ادبی، برخاسته از مکتب است. هر مکتب یعنی هر بینش و فلسفهیی نوع ادبی خاص خود را اقتضا میکند.
مثلاً تراژدی کلاسیک منظوم بود اما امروزه منثور است. یا حماسه در عصر ارسطو به وزن خاصی سروده میشد. یا نوع ادبی رمان در مکاتبی چون رئالیسم و ناتورالیسم و سوررئالیسم و غیره با هم متفاوت است.
این مباحث هیچکدام جنبه قاطع صددرصدی ندارد.
این توضیحات کوتاه از کتاب بسیار سودمند مکتبهای ادبی استاد سیروس شمیسا هست.
این وبلاگ همیشه باقی خواهد ماند.